ولی یک امتیاز میگیرد پاسخ هم مهتاب کرامتی بود و حالا این مسابقه
بازیگر خانم ایرانی کشور مان را شناسایی کنید و جواب را بگویید

سخته. نه؟
ولی یک امتیاز میگیرد پاسخ هم مهتاب کرامتی بود و حالا این مسابقه
بازیگر خانم ایرانی کشور مان را شناسایی کنید و جواب را بگویید

سخته. نه؟

این چشمهای کدوم بازیگر است؟
بفرستید برام کیه ان وقت امتیاز میدم اما
باید خصوصی بگید
بازیگر ایرانیه
برنده ها اخر ماه اسفند مشخص
میشن و هر چی خواستن بگن برای جاییزه
(البته چیزی که ممکن باشد)
هر ماه از این مسابقه ها میذارم هرکی
امتیازش بالا تر شد
و همه ی مسابقه ها را جواب داد
برنده است
توجه داشته باشید که باید بدون مکث جواب بدید !
۱ )یک فروند هواپیما در مرز آمریکا و کانادا سقوط میکند. بازماندگان از سقوط را در کجا دفن میکنند؟
کانادا – آمریکا – هیچکدام
۲) یک خروس در بام خانهای که شیب دوطرفه دارد، تخم میگذارد. این تخم از کدام طرف میافتد؟
شمال – جنوب – هیچکدام
۳ )خانمیعاشق رنگ قرمز است و تمام وسایل او به رنگ قرمز است. او در آپارتمانی یک طبقه که قرمزرنگ است، زندگی میکند. صندلی و میز او قرمزرنگ است.تمام دیوارها و سقف آپارتمان قرمزرنگ هستند. کفپوش آپارتمان و فرشها نیز قرمزرنگ هستند.تلویزیون هم قرمز رنگ است. سریع پاسخ دهید که پلههای آپارتمان چه رنگی هستند؟
قرمز – آبی – هیچکدام
۴ )پدر و پسری را که در حادثه رانندگی مجروح شده بودند، به بیمارستان میبرند.پدر در راه بیمارستان فوت میکند ولی پسر را به اتاق عمل میبرند. پس از مدتی دکتر میگوید من نمیتوانم این شخص را عمل کنم، به علت اینکه او پسر من است.آیا به نظر شما این داستان میتواند صحت داشته باشد؟
آری – خیر – هیچکدام
۵ ) اگر چهار تخممرغ، آرد، وانیل، شکر، نمک و بیکینگ پودر را با همدیگر مخلوط کنید، آیا کیک خواهید داشت؟
آری – خیر – هیچکدام
۶) آیا میتوانید از منزلتان بالاتر پرش کنید؟
آری – خیر – هیچکدام
۷ ) یک کیلوگرم آهن چند گرم سنگینتر از یک کیلو گرم پنبه است؟
۱گرم – ۱۰۰گرم – هیچکدام
۸ ) مردی به طرف یک پلیس که در حال جریمه کردن اتومبیل بود، میرود و التماس میکند که پلیس جریمه نکند ولی آقای پلیس قبول نمیکند. به پلیس نه یک بار بلکه هشت بار بد دهنی میکند.جواب دهید که این مرد چند بار جریمه خواهد شد؟
۸ بار – ۹بار – هیچکدام
۹ ) اگر تمام رنگها را با هم مخلوط کنید، آیا رنگین کمان خواهیم داشت؟
آری – خیر – هیچکدام
۱۰ ) گرگی به بالای کوه میرود تا غرش شبانهاش را آغاز کند.چه مدت طول میکشد تا به بالای کوه برسد؟
دوشب – پنجشب – هیچکدام
۱۱) اگر بهطور اتفاقی وارد کودکستان دوران کودکیتان شوید، آیا قادر به خواندن نوشتن و انجام جدول ضرب خواهید بود؟
آری - خیر – هیچکدام
۱۲) آیا امکان دارد یک نفر سریعتر از رودخانه میسیسیپی شنا کند؟
آری – خیر – هیچکدام
۱۳) آقای بیل اسمیت و خانم ژانت اسمیت از هم طلاق میگیرند. پس از مدتی خانم ژانت اسم اولیه خود را پس میگیرد.با این حال، پس از پنج سال با اینکه هنوز از آقای بیل اسمیت طلاق گرفته است، دوباره خانم ژانت اسمیت میشود. آیا این قضیه امکانپذیر است؟
آری – خیر – هیچکدام
۱۴) آقای جیم کوک مشکوک به قتل است ولی وقتی که پلیس از او سوال میکند که در موقع قتل کجا بوده است، آقای جیم میگوید در خانه مشغول تماشای سریال مورد علاقهام بودهام. حتی جزئیات سریال را برای پلیس شرح میدهد.آیا این موضوع ثابت میکندکه آقای جیم بیگناه است؟
آری – خیر – هیچکدام
۱۵) یک شترمرغ تصمیم میگیرد که به وطنش بازگردد.چه موقع برای پرواز او به جنوب مناسب است؟
بهار – پاییز – هیچکدام
۱۶ ) جمله بعدی صحت دارد.جمله قبلی غلط است.آیا این قضیه منطقی است؟
آری – خیر – هیچکدام
۱۷) آیا امکان دارد که یک اختراع قدیمیقادر باشد که پشت دیوار را به ما نشان دهد؟
آری – خیر – هیچکدام
۱۸ ) اگر بخواهید یک نامه به دوستتان بنویسید، ترجیح میدهید با شکم پر یا با شکم خالی بنویسید؟
پر – خالی – هیچکدام
پاسخ سوالات در لینک زیر
● پاسخنامه
۱) هیچ کدام. بازماندگان که زنده هستند نیازی به دفن کردن ندارند.
۲) هیچ کدام.خروس که تخم نمیگذارد!
۳)هیچ کدام.آپارتمان یک طبقه که راه پله ندارد!
۴) آری. اگر این سوال را نتوانستید جواب دهید، وای بر شما.دکتر یک خانم جراح است یعنی این شخص مادر پسر است!
۵) خیر، شما پیش از اینکه کیک داشته باشید باید آن را بپزید !
۶) آری،.بپرید و ببینید که خانه شما چقدر میپرد!
۷) هیچ کدام. یک کیلوگرم آهن با یک کیلوگرم پنبه به طور دقیق برابر هستند.
۸) هیچ کدام. خودرو به آن مرد تعلق ندارد.
۹) خیر.رنگ خاکستری خواهید داشت.
۱۰) هیچکدام. گرگ پیشتر بالای کوه است.
۱۱) آری، شما فقط از کودکستان دیدن میکنید و با همین شرایطی که الان دارید فقط وارد کودکستان شدهاید.
۱۲) آری، چون که رودخانهها که قادر به شنا کردن نیستند!
۱۳) آری ژانت با یک آقای دیگر که فامیلاش اسمیت بوده، ازدواج کرده است.
۱۴) خیر.چون که ممکن است این سریال تکراری باشد و او پیشتر این سریال را دیده باشد.
۱۵) هیچ کدام.شتر مرغ که قادر به پرواز نیست.
۱۶) هیچ کدام. چون که جملات متضاد هم هستند.
۱۷) آری.پنجره یک اختراع قدیمیاست که به وسیله آن میتوان پشت دیوار را مشاهده کرد!
۱۸) هیچ کدام.بهتر است که یک نامه عاشقانه را با قلم و کاغذ بنویسید و با شکم نمیتوان نامه نوشت!
اگه عکس از هرچی خواستید تو نظرات بگید بچه ها اوبید ![]()
می دونید چیه پس فردا تولدمه اخ جون ۱۵ ساله میشم ۱۴ سالم کامل میشه راستی می دانستید این جشن مهمیه در این سن در اسپانیا دختر ها خانم میشن پدرشان کفش کتانی صورتیشان را در می اورند و کفش پاشنه بلند قرمز می پوشند بعد یه سخنرانی کسل کننده پدر و مادر
فردا جشن وبی ام را می گیرم راستی امروز امتحانام تموم شد ااااخی...ش
بای

لباسی برای پوشیدن
و ساعتی برای خوابیدن داری؟ آری
نامی برای خوانده شدن
کتابی برای آموختن
و دانشی برای یاد دادن داری؟ آری
بدنی سالم برای برداشتن سبد یک پیرزن.
سقفی برای شاد کردن یک کودک
دهانی برای خندیدن و خنداندن داری؟ آری
لحظهای برای حس کردن
قلبی برای دوست داشتن
و خدایی برای پرستیدن داری؟ آری
پس خوشبختی بسیار خوشبخت.![]()
![]()
با خودش فکر کرد بهتر است نامه را باز کرده و بخواند.در نامه این طور نوشته شده بود:
خدای عزیزم بیوه زنی هشتادوسه ساله هستم که زندگی ام با حقوق نا چیز باز نشستگی میگذرد. دیروز یک نفر کیف مرا که صد دلار در آن بود دزدید.
این تمام پولی بود که تا پایان ماه باید خرج میکردم. یکشنبه هفته دیگر عید است و من دو نفر از دوستانم را برای شام دعوت کردهام، اما بدون آن پول چیزی نمیتوانم بخرم. هیچ کس را هم ندارم تا از او پول قرض بگیرم . تو ای خدای مهربان تنها امید من هستی به من کمک کن …
کارمند اداره پست خیلی تحت تاثیر قرار گرفت و نامه را به سایر همکارانش نشان داد. نتیجه این شد که همه آنها جیب خود را جستجو کردند و هر کدام چند دلاری روی میز گذاشتند. در پایان نودوشش دلار جمع شد و برای پیرزن فرستادند …
همه کارمندان اداره پست از اینکه توانسته بودند کار خوبی انجام دهند خوشحال بودند. عید به پایان رسید و چند روزی از این ماجرا گذشت، تا این که نامه دیگری از آن پیرزن به اداره پست رسید که روی آن نوشته شده بود: نامهای به خدا !
همه کارمندان جمع شدند تا نامه را باز کرده و بخوانند. مضمون نامه چنین بود :
خدای عزیزم، چگونه میتوانم از کاری که برایم انجام دادی تشکر کنم. با لطف تو توانستم شامی عالی برای دوستانم مهیا کرده و روز خوبی را با هم بگذرانیم. من به آنها گفتم که چه هدیه خوبی برایم فرستادی … البته چهار دلار آن کم بود که مطمئنم کارمندان اداره پست آن را بر داشته اند
۱- قرمز: ش ج س الف
۲- نارنجی: ت ث ک ب
۳- زرد: ی ل ص ض
۴- سبز: و م د ژ
۵- آبی: چ ن ط ظ
۶- نیلی: ح خ ف -
۷- بنفش: ع پ غ -
۸- صورتی: ز ق ه -
۹- طلایی: ر ذ گ -
برای این که با چگونگی موضوع آشنا شوید یک مثال میآوریم:
مثال : لیلا جلالی
ل۳ ی۳ ل۳ الف۱ ج۱ ل۳ الف۱ ل۳ ی۳
سپس اعداد را با هم جمع میکنیم:
۲۱=۳+۳+۱+۳+۱+۱+۳+۳+۳
باز هم دو عدد را با هم جمع میکنیم:
۳=۱+۲ عدد ۳ مربوط به رنگ زرد است.
حالا اسم شما چه رنگی است؟
جلسه محاکمه ی عشق :
قاضی:عقل
متهم:عشق
عشق محکوم به تبعید به دورترین نقطه ی مغز شده بود
یعنی فراموشی!
قلب تقاضای عفو عشق را داشت ولی همه اعضا با او مخالف بودند
قلب شروع کرد به طرفداری از عشق:
آهای چشم مگر تو نبودی که در آرزوی دیدنش بودی
و تو ای گوش که همیشه آرزوی شنیدن صدایش را داشتی
و شما پاها که همیشه آماده رفتن به سویش بودید
حالا چرا این چنین با او مخالفید؟
همه اعضا روی برگرداندند و به نشانه ی اعتراض جلسه را ترک کردند
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
وای دیگه نمیدانم درباره ی چی حرف بزنم چرا بهم نمگید لطفا نظر دهید
امتحانام از هفته ی دیگر شروع میشه پشت سر هم برای همین زیاد
نمی تونم بیام نت .
فعلا ![]()
![]()
سلام بچه ها امیدوارم اوب باشید
جواب معما ها رو میدم اولی سن خودتونه
چون گفتم فرض کنید راننده اتو بوس هستید دومی
هم جهانگرد میگه با تیر زهراگین میمیرم
+++++
خب با امتحان ها چه میکنید
خوش میگذره ببخشید
دیگه وقت ندارم تا اپ بعد
سلامممممممممم دوستای گلم
عید تون مبارک بچه ها نظر بدید
نظر بدید ورشکست شدم!
یه خورده تلبیغ کنید
پاتون درد نکنه
ما هم یه روزی پشتتون
می ایستیم
تا مشت تو کلمان نخوره
مرسی
فاطمه
فرض کنید راننده اتوبوس هستید ایستگاه اول ۳نفر سوار شد دومین ایستگاه ۵نفر سوار و یکی پیاده
در بعدی ۷ نفر سوار و۴نفر پیاده شدند
سن راننده چقدره![]()
جهانگردی توسط قبیله ای وحشی دستگیر شد
اما به او اجازه داده شد تاجمله ای بگوید
ولی بدین شرط که اگر
جمله او صحت داشته باشد
او را در روغن جوشان
بسوزانندو اگر
غلط باشد با تیر زهر اگین مورد
قرار دهند جهانگرد با کمی
فکر گفت که موجب نجات او از مرگ شد
به نظر شما پاسخش چه بود
برام جوابشان را ارسال کنید
سلام
این داستان همه ماست. ما با گذشت هر روز زندگی مان را میسازیم
گاهی به انچه میسازیم کمترین توجهی نمیکنیم .
پس در اثر یک شوک واتفاق غیر مترقبه میفهمیم
که مجبوریم در همین سا خته ها زندگی کنیم...
شما نجار زندگی خود هستید و روز ها چکش هایی هستند
که بر میخ های زندگی شما میکوبند در هر روز یک تخته
جای میگیرد و یک دیوار بر پا میشود مراقب سلامت
خانه ای که برای زندگی تان می سازید باشید.